تبلیغات
پایگاه اطلاع رسانی منتظـران - ازدواج علامه محمد تقی جعفری با زیباترین دختر جهان
اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِیِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَةِ وَفی كُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَلیلاً وَعَیْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً.                                                                                                               "نقل هرگونه مطلب از این وبلاگ فقط با ذکر منبع جایز می باشد"

درباره پایگاه



منوی اصلی
صفحه اصلی
پست الکترونیک
تماس با ما
RSS
Atom

نویسندگان
علی محمد (407)
محمد مهدی(8)

آرشیو
بهمن 1389
دی 1389
آذر 1389
آبان 1389
مهر 1389
شهریور 1389
مرداد 1389
تیر 1389
خرداد 1389
اردیبهشت 1389
فروردین 1389
اسفند 1388
بهمن 1388
دی 1388
آذر 1388
آبان 1388
همه آرشیوها



دوستان
آیةالله العظمی وحید خراسانی
زمزمه باران
حسینیه شهدای قهی
اخبار منطقه 16 تهران
اثبات زنده بودن امام زمان
یا مهدی تا کی انتظار؟
منتظران مهدی(عج)
هشت سال دفاع مقدس
آسمانیان
امیدواران مهدی
شعرانه
مهدی-محبوب آسمانی
یا صاحب الزمان
تیک تاک بلاگ
شمیم یار
ارتباط با جوان (روح الامین)
شیعه قلب اسلام
شبگرد تنها
گل نرگس
خاطرات زندگی
اسلام شناسی
منتظرالمهدی
جهان پاك
گل یا پوچ
مهندسی صنایع
به سمت ظهور
آل یاسین
احکام
مهدویت
133
یوسف زهرا می آید
مبارزه با بهائیت
اس ام اس های مثبت!!!
محاکمه فلسفه
مبارزه با وهابیت
وبلاگ مذهبی المهدی
چشم به راه
سخن کوتاه
لبیک یا خامنه ای
پایگاه اطلاع رسانی شهید چمران
مخزن المعارف و اللطائف
نگین آفرینش
حرم آنلاین
نجوا 12
امام رئوف
عصر دین داری
حضرت جرجیس (ع)
غزل قاصدک
دوستداران حضرت مهدی (عج)
شهید آوینی
همه لینکها

خبرنامه





Powered by WebGozar

 

لوگوی ما

جستجو

موضوعات
خدا و قرآن
پیامبر اسلام(ص)
امام علی (ع)
حضرت زهرا(س)
امام حسن مجتبی(ع)
امام حسین(ع)
امام سجاد(ع)
امام باقر(ع)
امام صادق(ع)
امام موسی کاظم(ع)
امام رضا(ع)
امام جواد(ع)
امام هادی (ع)
امام زمان(عج)
سوالات شرعی
صلوات
شیعه
متفرقه
دانلود

نظرسنجی
نظر شما در رابطه با قالب وبلاگ



آمار وبگاه
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل مطالب :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

دیگر موارد



ازدواج علامه محمد تقی جعفری با زیباترین دختر جهان
چهارشنبه 5 آبان 1389 10:00
تعداد بازدید :
نویسنده : علی محمد
ارسال شده در: شیعه ،

علامه محمد تقی جعفری

از علامه جعفری می‌پرسند چی شد كه به این كمالات رسیدی؟! ایشان در جواب خاطره‌ای از دوران طلبگی تعریف و اظهار می‌كنند

كه هرچه دارند از كراماتی است كه به دنبال این امتحان الهی نصیبشان شده

«ما در نجف در مدرسه صدر اقامت داشتیم. خیلی مقید بودیم، در جشن‌ها و ایام سرور، مجالس جشن بگیریم و ایام سوگواری را هم، سوگواری می‌گرفتیم.


شبی مصادف شده بود با ولادت حضرت فاطمه زهرا(س) اول شب نماز مغرب و عشا می‌خواندیم و شربتی می‌خوردیم. آن گاه با فكاهیاتی مجلس جشن و سرور ترتیب می‌دادیم.

ادامه مطلب

آقایی بود به نام آقا شیخ حیدرعلی اصفهانی كه نجف‌آبادی بود. معدن ذوق بود. او كه می‌آمد من به الكفایه قطعاً به وجود می‌آمد جلسه دست او قرار می‌گرفت.

آن ایام مصادف شده بود با ایام قلب‌الاسد (10 تا 21 مرداد) كه ما خرماپزان می‌گوییم و نجف با 25 یا 35 درجه خیلی گرم می‌شد. آن سال در اطراف نجف باتلاقی درست شده بود و پشه‌هایی به وجود آمده بود كه عرب‌های بومی را اذیت می‌كرد. ما ایرانی‌ها هم كه، اصلاً خواب و استراحت نداشتیم.آن سال آنقدر گرما زیاد بود كه اصلاً قابل تحمل نبود نكته سوم این‌كه حجره من رو به شرق بود. تقریباً هم مخروبه بود.من فروردین را آنجا به طور طبیعی مطالعه می‌كردم و می‌خوابیدم. اردیبهشت هم مقداری قابل تحمل بود، ولی دیگر از خرداد امكان استفاده از حجره نبود.


گرما واقعاً كشنده بود. وقتی می‌خواستم بروم از حجره كتاب بردارم مثل این بود كه با دست نان را از داخل تنور برمی‌دارم، در اقل وقت و سریع!

با این تعاریف این جشن افتاده بود به این موقع، در بغداد و بصره و نجف، گرما تلفات هم گرفته بود. ما بعد از شب نشستیم، شربت هم درست شد، آقا شیخ حیدرعلی اصفهانی كه كتابی هم نوشته بود به نام «شناسنامه خر» آمد.

مدیر مدرسه‌مان، مرحوم آقا سیداسماعیل اصفهانی هم آنجا بود. به آقا شیخ علی گفت: آقا شب نمی‌گذره، حرفی داری بگو، ایشان یك تكه كاغذ روزنامه در آورد.

عكس یك دختر بود كه زیرش نوشته بود «اجمل بنات عصرها» (زیباترین دختر روزگار)، گفت: آقایان من درباره این عكس از شما سوالی می‌كنم.

اگر شما را مخیر كنند بین این‌كه با این دختر به طور مشروع و قانونی ازدواج كنید (از همان اولین لحظه ملاقات عقد جاری شود و حتی یك لحظه هم خلاف شرع نباشد) و هزار سال هم زندگی كنید، با كمال خوشرویی و بدون غصه، یا این‌كه جمال علی(ع) را مستحباً زیارت و ملاقات كنید، كدام را انتخاب می‌كنید.

سوال خیلی حساب شده بود. طرف دختر حلال بود و زیارت علی(ع) هم مستحبی. گفت: آقایان واقعیت را بگویید. جانماز آب نكشید، عجله نكنید، درست جواب دهید.

اول كاغذ را مدیر مدرسه گرفت و نگاه كرد و خطاب به پسرش كه در كنارش نشسته بود با لهجه اصفهانی، گفت: سیدمحمد! ما یك چیزی بگوییم نری به مادرت بگویی‌ها؟ معلوم شد نظر آقا چیست. شاگرد اول ما نمره‌اش را گرفت! همه زدند زیر خنده. كاغذ را به دومی دادند. نگاهی به عكس كرد و گفت: آقا شیخ علی، اختیار داری، وقتی آقا (مدیر مدرسه) این‌طور فرمودند مگر ما قدرت داریم كه خلافش را بگوییم. آقا فرمودند دیگه! خوب در هر تكه خنده راه می‌افتاد.

نفر سوم گفت: آقا شیخ حیدر این روایت از امام علی(ع) معروف است كه فرموده‌اند: «یا حارث حمدانی من یمت یرنی» (ای حارث حمدانی هر كی بمیرد مرا ملاقات می‌كند)‌

پس ما ان‌شاءالله در موقعش جمال علی(ع) را ملاقات می‌كنیم! باز هم همه زدند زیرخنده، خوب اهل ذوق بودند. واقعاً سوال مشكلی بود. یكی از آقایان گفت: آقا شیخ حیدر گفتی زیارت آقا مستحبی است؟ گفتی آن هم شرعی صد درصد؟ آقا شیخ حیدر گفت: بلی.

گفت: والله چه عرض كنم. (باز هم خنده حضار)‌

نفر پنجم من بودم. این كاغذ را دادند دست من. دیدم كه نمی‌توانم نگاه كنم، كاغذ را رد كردم به نفر بعدی، گفتم: من یك لحظه دیدار علی(ع) را به هزاران سال زناشویی با این زن نمی‌دهم. یك وقت دیدم یك حالت خیلی عجیبی دست داد. تا آن وقت همچو حالتی ندیده بودم. شبیه به خواب و بیهوشی بلند شدم. اول شب قلب‌الاسد وارد حجره‌ام شدم، حالت غیرعادی، حجره رو به مشرق دیگر نفهمیدم، یك‌بار به حالتی دست یافتم. یكدفعه دیدم یك اتاق بزرگی است یك آقایی نشسته در صدر مجلس، تمام علامات و قیافه‌ای كه شیعه و سنی درباره امام علی(ع) نوشته در این مرد موجود است. یك جوانی پیش من در سمت راستم نشسته بود. پرسیدم: این آقا كیست؟

گفت: این آقا خود علی(ع) است، من سیر او را نگاه كردم. آمدم بیرون، رفتم همان جلسه، كاغذ رسیده دست نفر نهم یا دهم، رنگم پریده بود. نمی‌دانم شاید مرحوم شمس‌آبادی بود خطاب به من گفت: آقا شیخ محمدتقی شما كجا رفتید و آمدید؟ نمی‌خواستم ماجرا را بگویم، اگر بگم عیششون بهم می‌خوره، اصرار كردند و من بالاخره قضیه را گفتم و ماجرا را شرح دادم، خیلی منقلب شدند.

خدا رحمت كند آقا سیداسماعیل (مدیر) را خطاب به آقا شیخ حیدر، گفت: آقا دیگر از این شوخی‌ها نكن، ما را بد آزمایش كردی. این از خاطرات بزرگ زندگی من است.





دیدگاه ها :
برچسب ها: ازدواج ، علامه جعفری ، زیباترین زن جهان ، کمالات ، خاطره ، امام علی (ع) ، کاغذ ، داستان ، داستانک ، داستان کوتاه ، زیباترین داستانک ها ، بهترین وبلاگ ، داستان مذهبی ، محمد ، تقی ، محمدتقی ، علامه محمد تقی جعفری ، دوران طلبگی ، امتحان الهی ، حضرت فاطمه زهرا ، زهرا ، حضرت زهرا ، شیخ حیدرعلی اصفهانی ، ایام قلب‌الاسد ، خرماپزان ، مرحوم آقا سیداسماعیل اصفهانی ، لحظه دیدار ،


نوشته های پیشین
اطلاعیه اعلام موجودیت فرقه جدید مدعی مهدویت دانلود کتاب عصر ظهور ویژه موبایل شعر اسامى و اوصاف و القاب حضرت مهدى (علیه السلام) حضرت مهدى(علیه السلام) درآینه كلام معصومین (علیهم السلام) ‏مقدّمات ظهور امام سجاد مفسر عاشورا استفتا از حضرت آیت‌الله صافی درباره مسجد جمکران فتنه در قرآن و روایت آقا قبول کن درباره وبلاگ محل اقامت حضرت مهدی کجاست؟ حضرت مهدى (علیه السلام) در احادیث قدسى مفهوم رجعت چیست؟ نوید امام حسین از حضرت مهدی علیهما السلام

كلیه حقوق این وبگاه متعلق به پایگاه اطلاع رسانی منتظران میباشد . استفاده از مطالب با ذكر منبع بلامانع می باشد
گرافیك : نجوا 12
برنامه نویسی و پشتیبانی : سرزمین قالب ها